جعفر شهرى باف

117

طهران قديم ( فارسى )

شود كارها و مسخرگىهائى نيز كرده مثل شكلك درآوردن كه خنده‌هايشان را پرصداتر و مضحكه‌آميزتر بكند . مخصوصا براى زنهاى آبستن كه ميگفتند شركتشان در تخمه بو دادن بچه‌شان را خنده‌رو ساخته امر زادنشان را آسان مىكند . عروسى بهر تقدير شب عروسى فرا ميرسيد و در اين شب بود كه برو و بيا و بزن و بكوب و قرق حمام و ساير تشريفات داماد ميرسيد ، علاوه بر بيرون آمدن داماد از حمام كه جلو پايش گوسفند كشته ، جلو در حياط جهتش باز تا شاديش بىغم و عزا و خطر و ضرر برگزار شود گوسفند به زمين ميزدند و از سر بينه تا در خانه جلوش مطرب زده و خوانده ، اسفند دود كرده ، جوانهاى محل و بچه محل‌هايش ( چوپى ) « 94 » ميرقصيدند . جهازكشان در روز پيش يا قبل از ظهر شب عروسى جهاز دختر به خانهء داماد رفته چند نفر از زنان نزديك عروس كه همراه جهاز رفته بودند مشغول چيدن واچيدن آنها ميشدند و با اين جهاز بود كه از محل حركت تا خانهء داماد زن و مرد كوچه و بازار از خانه‌ها و دكانها بيرون ريخته به تماشا و ارزيابى برميآمدند و گاهى در بعضى جهازها اين ازدحام به جائى ميرسيد كه مانند عبور دسته‌ى ( سينه زن ) روزهاى

--> ( 94 ) . اسم رقصى كه با در دست گرفتن چوب انجام ميدادند . بنام صحيح ( چوبى ) كه تعدادى مرد جوان با چوب‌هاى صاف ضخيم ، تقريبا يك اندازه‌اى در فضاى وسيعى گرد هم تشكيل دايره‌اى داده ، با نواى دهل و همراه برآوردن صداهاى يكسان از گلو چوب‌هاى خود را بالا و پائين نموده ، يا دو به دو حريف مبارزهء با يكديگر با چوبهايشان ميگشتند .